محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1216
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
بزد بر سر خود ، و سرش با خود به دو نيم كرد . و همه سپاه طاهر به يك جا حمله كردند . و سپاه بغداد به نخستين حمله هزيمت شدند . و على بن عيسى كشته شد ، و سرش پيش طاهر آوردند . و انگشترى از انگشتش بيرون كردند و بياوردند . و طاهر از هزيمتيان بسيار بكشت . و ديگر روز به رى باز آمد و سر على پيش بنهاد و انگشترى على در انگشت كرد . و فضل بن سهل را نامه كرد و گفت : امّا بعد ، فانّى كتبت اليك و رأس على بن عيسى بين يدىّ و خاتمه فى اصبعى و السّلام . پس فضل بن سهل سوى مأمون نامه كرد و مر او را بشارت داد . و آن روز بر وى به خلافت سلام كرد و گفت : السّلام عليك يا امير المؤمنين . و از پس آن طاهر سر على پيش مأمون فرستاد با نامهء فتح . و مأمون به طاهر نامه كرد و بفرمود تا او را بيعت كند به خليفتى ، و نيز بيعت او از مردمان رى بستاند ، و او را امير المؤمنين خوانند . و مأمون او را ذو اليمينين نام كرد و گفت : ترا هر دو دست راست است . و مأمون به حضرت او و همه پادشاهى به خلافت بيعت كردند . و محمّد بن جرير ايدون گويد اندر اين كه مأمون مر طاهر را از آن ذو اليمينين نام كرد كه او را بفرمد كه بيعت من از مردمان بستان بر دست خويش ، و آن دست راست تو دست راست خويش كردم ، و آن دست چپ تو دست راست تو كردم . و به دو چنين نامه كرد به خط خويش و توقيع زد و گفت : با يعنى بنفسك و خذ بيعة النّاس بالخلافة و قد جعلت فى البيعة يمينك يمينى و شمالك يمينى فأنت ذو اليمينين يا طاهر بن الحسين . و چون خبر على و هزيمتيان به بغداد شد و پسر على به بغداد رسيد ، سپاه بر محمّد بشوريد و گفتند غدر كردى و بيعت برادر بشكستى ، و خداى تعالى ترا بگرفت . و از وى چهار ماهه درم خواستند . او درم بداد و ايشان را خشنود كرد تا بياراميدند . و مهتران را همه صلت داد ، و از پس آن عبد الرّحمن بن جبلة الابناوى را با بيست هزار مرد پيش طاهر فرستاد به حرب . و به ميان رى و همدان حرب كردند ، و عبد الرّحمن هزيمت شد . و طاهر از سپاه او بسيار بكشت . و عبد الرّحمن به حصار همدان اندر شد ، و طاهر دو ماه بر در آن بنشست . و حصار بر